گلیم بافی زنان گیلانی؛ روایتی از اصالت، طبیعت و هنر زنانگی در تار و پود تاریخ
مقدمه: گنجینهای پنهان در دل طبیعت سرسبز
استان گیلان، با طبیعتی بکر و فرهنگی غنی، همواره مهد هنرهای اصیل و متنوعی بوده است. در میان ۹۰ گونه از ۳۰۰ نوع صنایع دستی کشور که به این استان تعلق دارد، هنر گلیم بافی جایگاهی ویژه و منحصربهفرد دارد. این هنر که ریشه در اعماق تاریخ و فرهنگ این دیار دارد، نه تنها یک صنعت دستی، بلکه آیینهای تمامنما از هویت، باورها، آرزوها و زندگی روزمره زنان و مردان گیلانی است. در این مقاله، به سفری در دنیای نقش و رنگ گلیمهای گیلانی میرویم و رمز و راز ماندگاری این هنر ارزشمند را واکاوی میکنیم.
ریشههای تاریخی: از دل تاریخ تا بهارستان هنر
گلیم، به عنوان یکی از کهنترین دستبافتههای ایرانی، قدمتی چندین هزار ساله دارد. هنر گلیمبافی در گیلان نیز از این قاعده مستثنی نیست و به عنوان یکی از کهنترین و اصیلترین صنایعدستی ایران شناخته میشود. اگرچه این هنر در مقایسه با برخی دیگر از صنایع دستی این خطه، کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما آنچه آن را متمایز میکند، نقش، رنگ و بافتی خیرهکننده است که میتواند دریچهای به سوی رمزگشایی از ناگفتههای تاریخی و فرهنگی مردم منطقه باشد.
نقوش به کار رفته در گلیمهای گیلانی، طی هزاران سال شکل گرفته و تکامل یافته و هماهنگی عمیقی با محیط طبیعی منطقه دارند. این نقوش، بیانگر رابطهای تنگاتنگ بین هنرمند و طبیعت پیرامونش است؛ رابطهای که در آن جنگل، کوه، دریا و گیاهان، به عناصر اصلی خلق یک اثر هنری تبدیل میشوند.
عنبران؛ قلب تپنده گلیم بافی گیلان
بدون شک، قلب این هنر در روستای عنبران در شهرستان مرزی آستارا میتپد. این روستا که به عنوان قطب و مهد گلیمبافی استان گیلان شناخته میشود, به حق عنوان «روستای ملی گلیمبافی ایران» را از آن خود کرده است. در این روستا، کمتر خانهای را میتوان یافت که دار گلیم در آن برپا نباشد و هنرمندان زن و مرد پای آن مشغول نقشآفرینی نباشند. آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۹ درصد از زنان این روستا به هنر قالیبافی و گلیمبافی اشتغال دارند و حدود ۲۰۰۰ نفر از فعالان این حوزه تحت پوشش بیمه قرار دارند.
روستای عنبران با بیش از ۷۰۰ گلیمباف فعال, هر ساله میزبان هزاران گردشگر است که برای تماشا و خرید این آثار بینظیر به این دیار سفر میکنند. این استقبال گسترده، نشاندهنده جایگاه والای گلیم عنبران در سطح ملی و حتی جهانی است.
زنان گیلانی؛ راویان بینقشه قصههای کهن
شاید شگفتانگیزترین وجه این هنر، نحوه خلق آن باشد. زنان گیلانی، بدون استفاده از نقشه از پیش تعیینشده و صرفاً با تکیه بر ذهنیت خلاق و تجربه نسلبهنسل، به خلق تابلوهایی زیبا و چشمنواز میپردازند. این نوع بافت که به «بافت ذهنی» معروف است، نشاندهنده اوج مهارت و تسلط هنرمند بر تار و پود گلیم است.
گلیمبافی برای زنان این منطقه، فراتر از یک شغل است؛ این هنر بخشی از هویت و روح آنان محسوب میشود. در غیاب مردان، فضای کارگاههای گلیمبافی به محلی برای ابراز وجود و بیان احساسات آنان تبدیل میشود. بسیاری از این زنان، همچون معصومه که نزدیک به ۴۰ سال است با این هنر زندگی میکند، پس از مرگ همسر، از همین راه امرار معاش کرده و فرزندان خود را بزرگ کردهاند. او این هنر را به فرزندانش نیز آموخته و امروز در خانه هر یک از آنها، دار گلیم برپاست و بخشی از معیشتشان به این هنر اصیل وابسته است.
نقوش و رنگها؛ قصههای نانوشته بر تار و پود
هر گلیم گیلانی، یک دایرةالمعارف نانوشته از نمادهای محلی و تاریخی است. نقشهای به کار رفته در این دستبافتهها، بسیار متنوع و شامل دستههای زیر است:
- نقوش گیاهی و طبیعی: این نقوش که برگرفته از طبیعت بکر گیلان هستند، شامل طرحهای گل و بوته، خشت و گِل و حتی نقش جنگل و گانگل (گیاهی محلی) میشوند.
- نقوش حیوانی: نقش اژدها و دیگر موجودات افسانهای و حیوانی، در برخی گلیمها دیده میشود که ریشه در اساطیر و باورهای کهن منطقه دارند.
- نقوش انتزاعی و هندسی: استفاده از طرحهای هندسی، به دلیل تنوع و زیبایی خاص خود، کاربرد زیادی در گلیمهای گیلان دارد.
رنگهای به کار رفته در گلیمهای گیلانی نیز کاملاً طبیعی هستند و از مواد اولیه بومی به دست میآیند. این رنگهای زنده و شاد، که گاهی برای کهنه شدن و جلوه بیشتر، دستکاری میشوند, برگرفته از طبیعت سرسبز و رنگارنگ گیلان هستند و به گلیم حال و هوایی خاص میبخشند.
جایگاه امروزی: از زیرانداز تا اثر هنری دیواری
گذشته از کاربرد سنتی گلیم به عنوان زیرانداز، امروزه شاهد تغییر نگرش نسبت به این هنر ارزشمند هستیم. بسیاری از خریداران، به دلیل علاقه زیاد و پی بردن به ارزش هنری این آثار، گلیمها را به جای پهن کردن بر روی زمین، بر دیوار خانههای خود آویزان میکنند. این تغییر کاربری، نشاندهنده درک روزافزون جامعه از گلیم به عنوان یک تابلوی هنری اصیل و ارزشمند است.
با این حال، فعالان این عرصه از نبود حمایتهای لازم در حوزه تولید تا صادرات گلایهمندند و معتقدند برای تداوم و ماندگاری این هنر، باید از بافندگان آن حمایت بیشتری صورت گیرد.
نتیجهگیری: میراثی که باید پاس داشت
گلیمبافی زنان گیلانی، تنها یک صنعت دستی نیست؛ این هنر، روایتی زنده از تاریخ، فرهنگ، طبیعت و هویت یک ملت است. هر گلیم، قصهای از عشق، امید، آرزو و زندگی است که توسط دستان پینهبسته زنانی هنرمند، نقش بسته است. این میراث گرانبها، نیازمند توجه، حمایت و معرفی بیشتر در سطح ملی و بینالمللی است. ثبت روستای عنبران به عنوان روستای ملی گلیمبافی و تلاش برای برندسازی این هنر اصیل، گامهای مثبتی در این راستا بوده است. امید است که با همت مسئولان و هنرمندان، این هنر ارزشمند برای نسلهای آینده نیز ماندگار شود.
دیدگاهتان را بنویسید